طامات میبافم

طامات میبافم

اقایی اومد داروخونه ،پیرمرد بود،با یه دختر جوون و یه مرد همراه.

داروهاشون برای نازایی بود ،تو فاصله ای که منتظر تایید نسخه بودند ،اقایی که پیرتر بود اومد کنار من و شروع کرد به غر زدن

"دختر واسه سینه قبرستون خوبه ،میدیش دست پسر مردم ،تازه خرجشم باید بدی"

خیلی به خودم مسلط بودم که شیشه جلوم رو تو سر آقاهه نشکنم که کلا دیگه این طرز تفکر از ذهنش پاک شه واسه همیشه.

  • را مگا

نظرات  (۲)

کاش تیکه‌مینداختی بهش :) یه جوری که تا عمر داره لال بشه
پاسخ:
نه با تیکه و اینا درد دلم آروم نمیشد،باید فیزیکی لالش میکردم
وای که چقدر درناکه شنیدن این چیزا وقتی بدونی اونقدرم بی منطق و نفهمن که نمیشه باهاشون بحث کرد
پاسخ:
خیلییی زیاد دردناکه هنوزم که یادم میفته میخوام بزنم آقاهه رو

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی