طامات میبافم

طامات میبافم

توی زندگی بیست و اندی ساله ی من ،هیچ وقت یه نفر نبوده که بگم میخوام تمام و کمال الگوم باشه ،همیشه از هرکسی یه چیزی الگو برداری کردم .

مهم ترین مردی که الگوی من بوده بابا بوده ،شیوه ی احترام گذاشتنش ،اینکه همیشه یادم داده همه ،در هر شرایط و مقامی با هم برابرن،اعتقادش به استقلال خانما ،به توانایی هاشون ،دلسوزیش و ...

توی کار هیچ وقت الگو نداشتم ،اما چند وقتیه ،که هر روز صبح بیدار میشم و میگم خدایااا!دییر گاد مهربانم !کمک کن من بشم مثه دکتر ص ،کمک کن اگه سی سال دیگه ،اگر به مقامی در جایگاه دکتر ص رسیدم .همینقدر متواضع باشم ،همینقدر فروتن ،با شخصیت ،مسعولیت پذیرو در خدمت بیمار و خدایااا به طور جدی ،هزارساله بشن ایشون که آیت و نشانه ای از سوی خوبی های توعه.


ته نوشت:

دکتر ص اینقدررررر قشنگ میخنده ،اینقدر ملیح میخنده که شما از در بیمارستان وارد شی ،به هر کی ،چه مریض ،چه پرستار ،چه دکنر بگی صاحاب قشنگ ترین خنده ،بی فکر میگه دکتر ص.

اولین واکنش مریضا بعد دیدن دکتر گفت فدای خنده هات بشم آقای دکتره.

  • را مگا