طامات میبافم

طامات میبافم

یه عالمه کار ریخته بود روی سرم ،هندل کردن کارگاه های انجمن ،نوشتن پروپوزال کلینیکال تریال و گرفتن کد اخلاقش ،نوشتن مقاله ها ،درس خوندن و فرم های بیمارستان که به هیچ کدوم نمیرسیدم  و یه اضطراب وحشتناک گرفته بودم .

کارگاه های انجمن رو کنسل کردم ،چون کسایی که باهاشون شروع کردم کار رو ،هیچ کمکی نمیکردن و منم تنهایی از پسش برنمیومدم و فی الوااقع ارزش حرص خوردن رو نداشتن ،و دور از جونم مگه مریضم بیام کلی وقت و انرژی بذارم ،همه چی رو هماهنگ کنم و تهش هسته اصلی انجمن کار نکنه و حتی نیاد سر جلسات ؟

همین کنسل کردن کلی وفتمو باز کرد واسه سایر کارا و حالا با فراغ بال درسامو میخونم و کارامو انجام میدم.

هنوز باورم نمیشه اسفند داره تموم میشه .و من چقدر تنبلی کردم و به خیلی کارها نرسیدم.

به طرز عجیبی دلم نمیخواد دیگه دارخونه برم ،نمیخوام روی این موضوع پایان نامه کار کنم وبه استاد راهنمام گفتم ،ولی مجبورم.

از وقتی رفتم بیمارستان ،دچار فوبیای لنفوم و لوکمی شدم ،و هی حس میکنم الان all میگیرم و تمام ،مدام پشت گوشم و هرجا غده لنفاوی هست رو معاینه میکنم که مبادا دچار تورم شده باشم.از طرفی به یه بیخیالی خیلی مثبتی دچار شدم و هر اتفاق ناخوشی که میفته به اقصی نقاطی حواله میدم و اصلا خودمو ناراحت نمیکنم براشون که هر روزی که از زندگی میگذره باید به شادی گذراند.


ته نوشت :

1-دیدید خیلیا میگن من عصبانی نمیشم نمیشم وقتی بشم دیگه خیلی بد میشم ،اسطوره اینکار دکتر ص هست ،این نماد وقار و متانت و نجابت و خوش اخلاقی یه روز از جهل مریضش اینقد عصبانی شد که کل بخش رنگ از روشون پرید و بعداز این عصبانیت خود دکتر ص پابه پای مریض بعض کرد و معذرت خواهی کرد ازش .میشه عاشقش نبود ؟نمیشه !

2-دوستان عزیزم !وقتی شما کسی رو توی لحظه های غم و شادیتون شریک نمیکنید و سال به ماه ازش خبر نمیگیرید و بهش خبری نمیدید از خودتون .وفتی حالتون خیلی بد میشه و تنها میشید ،توقع نداشته باشید اون شخص کنارتون باشه و به عالم و ادم نگید که فلانی تو لحظه های سخت منو تنها گذاشت.

3-بهاره جانم ؛من تهران درس نمیخونم .دسترسی بهت نداشتم که جوابتو کامل بدم ،اما تهران درس نمیخونم و راستش خبری از چگونگی رزیدنتی توی تهران و بهشتی ندارم ،اما اینو میدونم دانشگاه تهران با تمام سختی و ها هرچی باشه ،جایگاه داروساز بالینی توش کاملا تثبیت شده است  و فدرترین گروه بالینی ممکن رو داره .و من اگر بودم انتخاب اولم اون دانشگاه و سپس بهشتی بود.

  • را مگا

نظرات  (۴)

من تو رو یه دختر خیلی با پشتکار و کلی کار انجان بده و باید بشه الگوی بچه های مردم میبینم
فکر میکنم اگه میگی کاری نکردم واقعا این نباشه که کاری نکردی ولی خوب در هر روی انرژی بگیری که اون چیزی که دوس داری رو انجام بدی
پاسخ:
عزیزززم ،تو همیشه به من خیلی لطف داری،مرسی از انرژی هات که همیشه میرسه و کلی انگیزه میده.
ممنون رامگا جان💗💐
پاسخ:
خواهش میکنم عزیزم،سوالی داشتی در خدمتم
وای منم پارسال همش دچار فوبیا بودم . حتی یه ذره ازمایشم بالا پایین شده بود کلی پیگیری کردم (((: .
ولی باید فراموش کنیم این قضیه رو . چون هر چی بیشتر بهش فک کنم بیشتر جذبش می کنیم .

در مورد بند 2 هم به شدت موافقم (: .
پاسخ:
اصلا یه وضعیا ،هی لنف نود چک میکنم ،دارم سعی میکنم حساس نشم.
خیلی ناجوره این قضیه بند دو.
خانوم دکتر با اخلاق و با وجدانم برات آرزوی موفقیت میکنم  
امیدوارم با آرامش این روزارو طی کنی
پاسخ:
خیلی مرسی عزیزدلم ،همین ارزو متقابلا برای شما.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی