طامات میبافم

طامات میبافم

۲ مطلب در فروردين ۱۳۹۷ ثبت شده است

نقل مکان میسر شد.

جمعه, ۳ فروردين ۱۳۹۷، ۱۱:۰۴ ب.ظ

بالاخره بعد از کشمکش های درونی ،درون بر من غالب شد و کانال را زدیم .

فعلا تا اطلاع ثانوی اونجا مینویسم .

خوشحال میشم کسایی که اینجا همراه بودن اونجا هم ببینمشون .

ادرس:

telegram.me/buenoramga


بعدا نوشت:السانا عززم من هنوز موفق نمیشم بهت میل بزنم 😐😐دخترم یع راه دیگه بگو بهم

  • را مگا

عید خود را اینگونه آغاز کنید.

پنجشنبه, ۲ فروردين ۱۳۹۷، ۰۵:۵۳ ب.ظ

یک رسم نانوشته بین دانشجوهای داروسازی هست که اگر شما بار اول در تمام عمرتان شیفت رفتید و در آن شیفت یک آقایی نیامد و از شما ک&ان&دوم نخواست ،آن شیفت ،شیفت نمیشود.تفریبا 99.9 درصد دانشجویان این صحنه را اولین شیفت خود تجربه کرده اند و بعدش هم خنده های سر به زیرانه و محجوبانه از روی خجالت.

اما دیگر در شیفت هزارمتان این اتفاق کاملا عادی هست ،هرچند شما همیشه سعی میکنید فروش آن را به تکنسین به مرد داروخانه واگذار کنید.

اما امان از ویزیتو سمج.

ویزیتور شرکت فروش این محصولات اومده بود و میخواست یه محصول جدید با اسانس ؟بو ؟ عطر ؟نوتلا معرفی کنه :|

ایشون محصول مورد نظر را باز کرد و شروع کرد به تعریف که ببینید چه اسانس قوی ای داره ،بار اوله داریم از این اسانس استفاده میکنیم .

ویزیتور :خانم دکتر بو کنید ببینید چه بوی شکلاتی میده ^_^

من : مرسی مچکر از همین فاصله هم بوش میرسه مچکر.

ویزیتور :همینه دیگه ،ببینید چه پخش بویی داره ^_^

من : مگه عطره ؟

ویزیتور : نه ،اما خودتون ببینید بوش کل داروخونه رو برداشته ^_^

من :صحیح صحیح :))

ویزیتور :حالا خانم دکتر از نزدیک بو کنید ببینید که چقدر ماندگاره

من : مرسی ،حالا بعدا

ویزیتور :حالا خانم دکتر تازه...

و همان لحظه یه فرشته نجات از در داروخونه وارد شد .و اگر میشد میپریدم اون خانمه رو بوسه باران میکردم به دلیل ورود کاملا به موقع

خلاصه ویزیتوز جنس مورد نظر رو فروخت و ما گذاشتیم توی استند.

یه نیم ساعت بعد یه پسر 7-8 ساله با باباش اومد داروخونه.از اول داروخونه شروع کرد به چرخ زدن ،اول یه بسته از این خوشبو کننده های دهان برداشت ،بعد قرص مکیدنی سرماخوردگی ،چندتا بروشور برداشت و در نهایت رفت سر استند مورد نظر و محصول نوتلایی را برداشت و گفت :بابا من یکی از این نوتلا ها هم برداشتم .

دیگه نگم براتون از قشرق برپا شده بعدش که باباهه ایشون رو راضی کنه که نوتلا ضرر داره :))

بالاخره راضی شد و رفت و مشتری بعدی اومد.

با اشاره به استند پرسید : این آدامسا بسته ای چند ؟

 و قانع کردن ایشون که اینا آدامس نیستند استند رو از منظر عموم دور کردیم :|


ته نوشت :

1- بچه هایی که پیام خصوصی میذارید و من هیچ دسترسی بهتون ندارم برای پاسخ دادن :| راهی بهم معرفی کنید بتونم باهاتون ارتباط بگیرم ،کیمیای عزیزم برات از ته دل آرزوی موفقیت میکنم خانم دکتر بعد از این و السانای عزیز ،من واقعا هیچ راهی برای پاسخگویی ندارم ،پستای وب رو بخون برای جواب سوالا و اگه هنوز سوالی بود بگو

2- کرم جدیدی در من ایجاد شده که کانال بزنم تو تلگرام ،حالا چرا و به چه دلیل خودمم نمیدونم

3-سال نوی همه مبارک و ماچ به روی همتون :*



  • را مگا