طامات میبافم

طامات میبافم

۱۶ مطلب با موضوع «دانشگاه هیولاها» ثبت شده است

وجدان داشته باشید ،خودتون کار کنید.

جمعه, ۲۴ آذر ۱۳۹۶، ۰۴:۴۳ ب.ظ

میدونی رامگا ،دزدی که فقط مالی و بالارفتن از دیوار خونه مردم نیست،اینکه کار یکی دیگه رو برداری و به اسم خودت بفرستیش واسه مسابقه هم دزدیه .

چجور میشه دست دزد رو قطع کرد؟بری پیش داور،بطور مستند بگی این کار منه و ایشون برای خودش جا میزنه .


ته نوشت:

جونم از عوارض ونوستات براتون بگه ،فک کنم دولیتر چربی ازم رفت با غرض معذرت،احساس دفع اورژانسی ،مدفوع چرب ،دل درد،نفخ ،تابلوی علایم بالینی من بود از روز دوم .

در نتیجه اصلا ونوستات نخورید ،گندکاری داره که به لاغری نمیارزه و فقط هم روچربی غذا موثره نه هیچ چربی دیگه .و روی چربی غذا خیلی ام موثره نامرد.حتی علایم شبه انفلونزا هم دارم

  • را مگا

درد داره ،درد.

يكشنبه, ۱۹ آذر ۱۳۹۶، ۰۸:۵۵ ب.ظ

درد اینجاست که دانشجوی دکتری تخصصی دانشکدمون ،شده راننده اسنپ برای کمک خرج و مخارج و از قضا باید بین اون همه راننده بیاد دوست منو سوار کنه که آشناست و کلی خجالت و شرمندگی بمونه براش‌‌.

  • را مگا

کوتاه بیا برادر من.

شنبه, ۱۸ آذر ۱۳۹۶، ۰۲:۳۱ ب.ظ

حتی میشه اون فرد ترم پایینی که گویا من کراششم ،به خاطر اینکه من با دوستش که همگروهیه منه بیشتر از ایشون موافقم در بعضی زمینه ها،جواب سلام منو هم نده.

  • را مگا

کاش میشد یه ذره به علم بها میدادن.

دوشنبه, ۶ آذر ۱۳۹۶، ۱۱:۴۸ ب.ظ

همین الان که دارم اینا رو مینویسم ،اشک تو چشمام جمع و تب بغلی توی مرورگرم مقاله ای که یک ماهه پیش در اومده و داره از کاری که پارسال میخواستم بکنم ،به عنوان یه روش جدید درمانی داره نام میبره و پارسال رد شد طرحم توی شورای دانشگاه .

و من از پارسال تا حالا هرماه که میرم چک میکنم مقاله هارو ،یک ساعت همینجور بعض و اشک دارم و به موازات چک کردن مقاله ها.

  • را مگا

چگونه به طور موفقیت آمیزی گند بزنیم ؟!

دوشنبه, ۶ آذر ۱۳۹۶، ۰۳:۵۰ ب.ظ

باید مشغول اسلاید درست کردن برای مورنینگ چهارشنبه صبح باشید و به شدت سرتان شلوغ است.

ناگهان محمود نامی پی ام میدهد و خیلی مودبانه صحبت میکند ،ابتدا فکر میکنید از این مزاحم های تلگرامی است ،نه فامیلی نه عکسی هیچی .

دست میبرید که بلاکش کنید که یکهو حرف از انجمن علمی تان میزند ،خیلی سرد و خشک جوابش را میدهید .

درخواست عضویت در گروه مطالعاتیتان را میکند که نه میگوید و ایشان هم خداحافظی میکنند و میروند.

ساعت سه نصف شب یهو یادتان می افتاد استاد فلانی که از قضا اسم کوچکش محمود است قبلا حضوری به شما در خواست همکاری داده بود و شما قبول کرده بودید و گویا این محمود همان محمود بوده است و شما با شیوه جواب دادنتان و نه گفتنتان گند زده اید و از قضاااا چهارشنبه صبح مورنینگ با همسر ایشان است ،فاتحه خود را خوانده و پی ام عذر خواهی برای استاد سند میکنید.

  • را مگا

افق های پیش رو و پس روی داروسازی

پنجشنبه, ۲ آذر ۱۳۹۶، ۱۰:۱۵ ب.ظ

در راستای پست گلسا گفتم بد نباشه منم یه براوردی از آینده داروسازی داشته باشم واسه بچه های پشت کنکوری.

فرست اول آل ؛اینو بگم به قطع درس های داروسازی سخت ترین درس های دوران تحصیلی بین رشته های دندون و پزشکی و داروعه .شاید حجم درسی ک پزشکیا میخونن خیلی بیشتر باشه اما ذات درس سخت تره به چند دلیل که توضیح میدم.

تا چهارترم اول که علوم پایه است شبیه همه .اما بعد از ترم پنج و شیش که راه رشته ها جدا میشه خیلی متفاوته.

توی رشته ی پزشکی بچه ها وارد بالین میشن ،اون چیزی که میخونن روی بیمار میخونن ،میخونن سرماخوردگی ،میرن مریض سرماخوردگی میبینن و قس علی هذه ،درس های بی ربط به کار و رشته ندارن .و همین نزدیکی تئوری و بالین خیلی مفیده.

اما شما دانشجوی داروسازی ک بشی ،از ترم پنج تا دم فارغ التحصیلی سر کلاسی با درسای تئوری و بعضا خسته کننده .درس هایی ک میشه عملی باشه ،اما به دلیل ضعف نظام آموزشی صرفا یه مشت نظریات محض میکنن توی مخ آدم که بعد امتحان هیچی یاد آدم نمیمونه ،توی هر ترم نمونه این درس ها بیشماره .اما یه نکته ای که هست این درس ها شیرینن اما برای یه داروساز عمومی که میخواد مشغول به کار توی داروخونه بشه بی فایده .بحث داروسازی صنعت و ... جداست.

نکته دوم جایگاه اجتماعیه .این خیلی بستگی به شهر محل تحصیل  و شهر محل کار داره .توی کشور ما در غالب 70 درصد موارد پزشک خداست. و شما رو نه تنها دکتر نمیبینن ،بلکه فکر میکنن فروشنده دارو هستید ،و هیچ علمی ندارید و ابدا به شما اعتماد نمیکنن ،این موضوع کم و زیاد داره ،توی شهرایی ک بزرگترن ،پیشرفته ترن ،فرهنگ بالاتری دارن این موضوع خیلی کمتره ،و بالعکس ،حتی توی ی شهر هم منطقه به منطقه فرق داره .اینجور براتون مثال بزنم توی داروخونه من مراجعه داشتم که ساکن کاناداست ،قرص فشارش ایران نبود و برای تغییر دارو اومد و با من مشورت کرد و دارو عوض کردیم و این اعتماد رو به من داشت ،چون توی کانادا شرح وظایف داروساز کاملا مشخصه و این یه مورد جزو کار داروسازه.

مریضی هم داشتم که پزشکش واضحا دوتا داروی تداخل دار محض رو نوشته بود و به من اجازه نداد با پزشک مشورت کنم ،گفت هرچی آقای دکتر داده بده به شما ربطی نداره !

نکته ی سوم برخورد خود پزشکاست ،ببینید شرح وظایف داروساز کاملا کاملا مشخصه ،داروساز توی داروخونه که شما باهاش برخورد دارید موظف هست به شما در مورد عوارض و شیوه ی صحیح مصرف و تداخلات توضیح بدید ،این رو همیشه ازش بخواید  ،همه هم توی داروخونه دکتر نیستند ،فقط یه نفر ! یکی دیگه از وظیفه های مهم داروساز چک کردن تداخلات داروها ،با توجه به شرح حال مریضه ،اگر ببینه دارویی اشتباهه ،دوزش ،روش مصرفش یا تداخل داره ،که اتفاق هم میفته خیلی وقتا .باید باید با پزشک مشورت کنه ،اینجا دو نوع پزشک داریم یک سری ها به هیچ عنوان قبول نمیکنن و میگن شما برو داروتو بفروش و در کار من دخالت نکن ،یکسری ها هم از این کار استقبال میکنن ،یه واقعینی که هست ،توی هر دو طیف ما ،یعنی پزشک و داروساز اشتباه هست و لازمه همکاری خیلی خوبی باشه بین ما ،که رفته رفته داره بهتر میشه.یه عیب از همکارهای خودم هم بگم اینه که بدون معاینه و شرح حال گرفتن و دونستن تشخیص پزشک برمیدارن سرخود دارو رو عوض میکنن ،ما ها حتی اگه بدونیم این دارو صد در صد غلطه ،باید با پزشک مشورت کنیم َچون مریض رو پزشک معاینه کرده و بی رو دربایستی داروساز های عمومی از تشخیص های دقیق و تخصصی چیزی نمیدونن بر خلاف اینکه داروهای هر بیماری رو عالی میشناسند.و باید اول پزشک تشخیص روی مریض بذاره و ما میتونیم بر اساس تجویز پزشک دارو رو برزیابی کنیم به طور مثال و در  هر مرحله ای باید پزشک تشخیص قطعی رو بده .ما یک دکتر گوارش داریم ایشون توی برگه دفترچه علایم و تشخیص مریض رو مینویسه پیشنهاد های دارویی هم میده و مریض رو میفرسته داروخونه تا من بدونم اگر خواستم دارو رو عوض کنم با چه کیسی مواجهم.(توی یه سری کشور مثل امریکا تشخیص برعهده پزشک و دارو تجویز کردن بر عهده داروساز بالینی هست ،توی ایران نه هنوز و باید با پزشک مشورت شه حتما ،چون توی آمریکا پزشک و داروساز باهم بر سر بالین مریض حاضر میشن و اینجا متاسفانه اینطور نیست و شاهد اینهمه خطای دارویی و پزشکی باهم هستیم )

این از جایگاه اجتماعی .

اما در مورد جایگاه شعلی ،شما از ترم 9 به عنوان قایم  مقام میتونید توی داروخونه مشغول به کار بشید ،داروخونه ها معمولا دو شیفت داروساز نیاز دارند یا اگر شبانه روزی باشه 3-4 شیقت .

بسته به شهر قیمت شیفت متفاوته .مثال تهران شیفت ساعتی 28.5 هست که اگر پنج روز هفته روزی 8 ساعت یعنی چهارساعت صبح و چهارساعت عصر برید ماهیانه حدودا پنج میلیون درامد دارید.این قیمت اگر شهرهای اطراف برید بالاتره .استان های کوچیک تر بالاتره باز و گاهی تا ماهی 10 تومن هم میرسه.

میشه هفت روز هفته رفت شیفت ،میشه روزی سه شیفت رفت که دیگه خودتون حساب کنید چقدر میشه .

اگر فارغ التحصیل بشید شما مهر و پروانه و شماره نظام میگیرید ؛میتونید پروانه تون رو به عنوان مسعول فنی بذارید و ماهیانه حدودا 1-2 میلیون هم از پروانه بگیرید.

اما کار داروسازی با یه فاصله زیادی راحت تر از دندون و پزشکیه ،بیگاری نداره ،شما توی داروخونه دکتری و همه کاره (البته بعضی دارخونه ها نمیذارن )زود به در آمد میرسی ،با خون و بزاق و اینا سر و کار نداری ،و خب کار تمیزیه ،شیفت شب نداری ،انکالی نداری ،تایم شیفت رفتنات دست خودته که اینا از مزیتشه.


و اگر از من پرسیده بشه از انتخاب دارو رراضی ام یا نه ؟جوابم صد در صد بله است.

بعدها راجع به داروسازی صنعت و بیمارستان هم توضیح میدم.

شراب ناسازگارم سر سازگاری داره .

سه شنبه, ۳۰ آبان ۱۳۹۶، ۱۰:۲۶ ب.ظ
اگر کسی را دیدید که در دانشکده داروسازی ،راهرو آزمایشگاه ها ،میپرد بالا از خوشی و هرکی را میرسد بغل میکند ،رامگایی است که اولین لود دارو در نانوذره اش شده 84 درصد ^_^
  • را مگا
درسته که بیبی فیس هستم ،اما یکی به این ورودی پایین تری دانشکدمون بفهمونه حداقل 6-5 ترم باهاش اختلاف سنی دارم ،کراشش رو از من بندازه روی یکی از ورودی های 95-96 ،خودم میرم براش دست بالا میزنم :))


ته نوشت :جالب اینجاست من صبح ها خیلی مرتب میرم دانشکده ،اتوکشیده و شیک ،ساعت 4 که میام روپوش سس مالی ،یه عالمه چسب و پارافیلم چسبیده بم ،گردالی گردالی جای حلال روی روپوش ،و قیافه نزار داغون ،و غالبا دارم میدوم تریا که از گشنگی هلاک نشم .ایشون هم همیشه این تایم منو میبینه :))
  • را مگا

از ماه بعد قراره به عنوان اولین داروساز عمومی برم توی بخش خون و سرطان بیمارستان مستقر شم و  نماینده نمیه رسمی اتند کلینیکال فارماسیست بشم ،بعد از رزیدنت بالینی مون.

امروز اولین راند این بخش بود و من کیف میکردم از اردر هایی که اتند ما میگفت و پزشک با جون و دل قبول میکرد و چشمام برق میزد از این همکاری .

و خدا میدونه چقدر لذت میبردم از دیدن صحبت های اتند ما و اتند پزشک در مورد انتی بیوتیک درمانی مریض لنفوم هوچکین ،از اینکه پزشک تک نک مواردو با اتند ما چک میکرد و چقدر به استاد فسقلی سر و زبون دارمون میبالیدم که تونسته اینقد جای پای خودشو محکم کنه و خودشو به عنوان داروساز بالینی معرفی کنه و رزیدنتایی رو توی بخش مستقر کنه تمام پزشک های انکولوژ بهشون اطمینان دارن و میخوان کنارشون باشن هنگام اردر دادن و ارزیابی مریض .

امروز اولین مشاوره هم دادم به یه فلوی سال یک ،باهم برای مریض که کاندیدیاز دهانی داشت و نمیتونست چیزی بخوره ،مکمل گذاشتیم^_^

  • را مگا

باید بیرون کشید از این ورطه رخت خویش

سه شنبه, ۳۱ مرداد ۱۳۹۶، ۱۰:۵۲ ق.ظ

دوسال پیش بود ،بعد امتحانای پایان ترم ،شبا بیدار میموندم ،مقاله میخوندم ،نت برمیداشتم،پروپوزال مینوشتم ،

پروپوزالم اماده شد وفرستادم برای بودجه ،

جای اول کلا نمیدونستن موضوع چیه،جای دوم میخواستن نویسنده اصلی مقاله خودشون باشند،جای سوم به دلیل اینکه فونت پروپوزالم درست نبود ردشد،جای چهارم پروپوزالای اشناهای خودشون رو تصویب کردن،جای آخر توی اولویتاشون نبود.

ناامید شده بودم؟نه!حتی یه درصد،تمام جاهای ممکن فرستادم ،اما دیشب ایمیل اخرین جا اومد ،و تموم شده بود.

ایمیل رو خوندم ،بستمش ،و رفتم آخرین مقاله ای که چاپ شده بود توی موضوعی که قرار بود کار کنمو خوندم ،توی یه ژورنال با ایمپکت فاکتور بالا،اون مقاله میتونست کار من باشه .

حس چی داشتم؟آدمی که دوسال برای عشقش زحمت میکشه ،ته اش طرف میره با یکی دیگه ازدواج میکنه .

ناامید شدم.

  • را مگا