طامات میبافم

طامات میبافم

۹ مطلب با موضوع «عشق آموخت مرا شکل دگر خندیدن» ثبت شده است

تمام نا تمام من.

سه شنبه, ۳ بهمن ۱۳۹۶، ۰۷:۵۹ ب.ظ

میدونی ؟

وقت خوب این روزا ،وقتایی که منتظرم راند شروع شه ،بشینم روی صندلی کنار پنجره پاویون ،از اون کاپوچینو ها که هر روز صبح میذاری توی کیفم بخورم ،و مدام ،مدام فکر کنم بهت ،به وقتایی که میگی «یه وقتایی حس میکنم اینقدر که من دوست دارم ،یعنی برای دوست داشتنت کافیه ؟»و من غر بزنم وبرات قرص تقویتی چشم تجویز کنم که مگه نمیبینی خوشحالی منو از حجم دوست داشتنت ،مگه نمیبینی کافی بودن کمیت دوست داشتنت رو برای تمام عمرم.


  • را مگا

و برای تو ...

دوشنبه, ۲۵ دی ۱۳۹۶، ۰۶:۴۳ ب.ظ


دلم تنگ می‌شود گاهی

برای یک دوستت دارم ساده

دو فنجان قهوه‌ی داغ

سه روز تعطیلی در زمستان 

چهار خنده‌ی بلند

و پنج انگشت دوست داشتنی ...!

#مصطفی مستور

  • را مگا

دکتر سین گیر اورده منو توی دفتر مخدر،داره میگه با عقل زندگی کن با عشق ازدواج کن.حرفشو رد میکنم .

صدات میپیچه توی سرم،صدای  سلام کردن هات بغل گوشم ،دقت کرده بودی چقدر قشنگ سلام میکنی ؟انگار از ته وجودت به طرف مقابل میگی سلامت باشی با سلامت.

سین میگه تو استاد خنده های بی اندیکاسیونی ،ولی سین نمیدونه من قلبم پر میکشه برا خنده هات ،مخصوصا وقتی بلند بلند میخندی.

دکتر سین تاکید میکنه روی ازدواج من ،به تو فکر میکنم و تو توی هیچ عقلانیتی نمیگنجی و من هیچ وقت ادم تصمیم های احساسی نبودم.



 

  • را مگا

یدهم تکیه به اش ،شانه شدن را بلد است.

شنبه, ۲ دی ۱۳۹۶، ۱۲:۴۲ ق.ظ

 

"بدهم تکیه به تو شانه شدن را بلدی ؟"

داشتم برات میخوندم ،و روی بلدیش تاکید کردم ،هی پرسیدم بلدی ؟بلدی ؟

:"چشماتو بلدم ،میدونم الان چرا اینقدر ریسه توش روشنه ،صداتو بلدم ؛میدونم الان ته تمام این بلدی پرسیدنات ،میخوای چی بگی .دلتو بلدم ،خنده هاتو بلدم ،گریه هاتو ،و تو تمام ِ منو بلدی .اینقدر بلدی که انگار از ازل با خدا همکار بودی واسه آفرینش من .حالا میخوای تکیه بده من ببینیم شانه شدن بلدم یا نه ؟"



  • را مگا

همینقدر ساده ،همینقدر بعید.

شنبه, ۱۱ آذر ۱۳۹۶، ۰۲:۳۵ ق.ظ

میدونی ؟الان که دارم مقدمه پروپوزال کارمو مینویسم و هی چشمام میسوزه از شدت خیره شدن به مانیتور ،و دارم فکر میکنم ساعت چند بیدار شم که هم به ریلیز دارو برسم هم برم با استاد راهنما صحبت کنم ،دقیقا همین الان که مهستی توی گوشم داره میخونه "به هیچ کی جز تو کار ندارم "

باید عکس اون کافه جدیده که صبحانه های خوشمزه داره رو برام بفرستی که بگی که صبح باید از خواب ناز بزنم که بیام باهات صبحونه بخورم ،چون تو به من بیشتر از من به خواب نیاز داری .

  • را مگا

شیب کم شانه ی تو..

دوشنبه, ۲۷ شهریور ۱۳۹۶، ۱۲:۴۴ ق.ظ

دانی که من و تو کی به هم خوش باشیم؟


آن وقت که کس نباشد الا من و تو



  • را مگا

آرامش ِغلیظ،خیره بشو به من..

دوشنبه, ۱۶ مرداد ۱۳۹۶، ۱۰:۵۷ ق.ظ


"عشق عمیق من،

تنها رفیق من"



ته نوشت:

عکس از کانال ژلوفن .

و متن از آهنگ مریض سیناحجازی،روزتونو باهاش بسازید.

  • را مگا

حوصله ام سر رفته بود،یه خانم مسن اومد داروخونه ،دفترچه اشو اورد داد به من،گفت به من گفتن از دکتر این داروخونه بپرسم که این آمپول برای چیه؟

کار تو بود ،میدونستی امروز اینجا شیفت جدیدمه ،از صبح که دیدمت هیچی به روی خودت نیوردی ،تا اینکه اینجوری یادم کردی .

من ؟اول صبحمو عالی شروع کردم ،اول هفته امم ،چی میگن؟روزمو ساختی.

دلم لک زده واسه اینکه صدات کنم و تو جواب بدی "جاانم خانم دکتر"

و باز من؟"بی خود بنشین پیشم

              بی خود کن و بی خویشم"

  • را مگا

هر موی من از عشقت بیت و غزلی گشته...

سه شنبه, ۱۳ تیر ۱۳۹۶، ۰۱:۱۲ ق.ظ

گاهی فکر میکنم دوست داشتنت خطرناک میشود ،

این که ساعت ها زل میزنم به لب هایت ،به قوس بینی ات ،به رنگ عجیب چشم هایت .

گاهی از حجم تلاش های خودم برای خندیدنت،دیدن لبخندت در عجبم ،و چه  سخاوتمندانه لبخندت رنگ میپاشد روی صورتت.

نگران میشوم برای خودم ،آن لحظه هایی که کنارم هستی و چیزی درون دلم بالا پایین میشود،انگار تمامی خطوط هواپیمایی به دل من ختم میشوند،هر لحظه هزار هزار هواپیما درون دلم بلند میشود و مینشیند .

آن لحظه هایی که دستانت مقابل من حرکت میکند و من محو نقش و نگار انگشتانت هستم ،به زمان هایی فکر میکنم که انگشتانت قفل میشود توی دستانم .

دارد خطرناک میشود دوست داشتنت ،آنقدر دارد حجم میگیرد که به تمام فکرم فشار می آورد، و من چه خودآزارانه میخواهم این حجم خطرناک دوست داشتنی

  • را مگا